شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

146

مجمع الاحكام ( فارسى )

بروج و افلاك . و اكنون بعضى از دلايل و شهادات يك يك حال از كليات احوال به يك جا ياد كنيم تا هر كه خواهد از زايجه « 1 » تحويل اين حال بداند به مطالعه اين جمله كه ياد كرديم محتاج نگردد . اما دلايل نم و باران : اتفاق است كه دليل نم و باران از برجهاى سرطان و اسد و عقرب و دلو و حوت است و از كواكب ماه و زهره و عطارد ، و اين بروج و كواكب را بروج و كواكب بارنده خوانند . گوشيار ميگويد : چون خداوند طالع اجتماع و استقبال يكى از اين كواكب باشد و آن كوكب در يكى از اين بروج باشد و اين دو كوكب ديگر به وى ناظر باشند « 2 » دليل كند بر نم و باران بسيار در فصلى كه وقت باران بود . اگر آن كوكب مستولى ماه بود دليل سيلهاى شگرف و بارانهاى پيوسته بسيار بود كه به همه اقطار عالم بيايد ، و اگر « 3 » زهره بود دليل بارانها [ ى ] « 4 » و نم و تاريكى هوا بود و اگر عطارد بود دليل ابرها و بادهاى بسيار و بارانهاى اندك بود و اين جمله در فصلى است كه وقت باران بود . اما اگر وقت باران نبود اين دلالت مقصور « 5 » بود بر تاريكى هوا و غبارها يا قطره‌قطره باران اندك . هرگاه كه عطارد از برجى به برجى انتقال كند تغيرى در هوا پديد آرد كه ملايم آن فصل بود و اگر در آن وقت ماه يا زهره در برجهاى بارنده باشند تغيّر بيشتر بود ، و اگر آن وقت فصل باران بود بارانها پيوسته‌تر بود . ماه چون در خانه عطارد به زهره پيوندد دليل ابر و باران بود خاصه چون عطارد با زهره در قران « 6 » بود . مراكز چهارگانه و فتح الباب را قبل از اين ياد كرده‌ايم « 7 » . چون فتح الباب در وقتى بود كه ماه در مركزى بود از جمله آن چهار مركز ، اگر فتح الباب از مشترى و عطارد بود دليل بادهاى فراوان بود ، و اگر از مريخ و زهره بود دليل نم و باران بود ، و اگر از ماه و زحل بود دليل گرما و سرما بود ، و اگر

--> ( 1 ) . در ح رايحه . ( 2 ) . م . و دليل . . . ( 3 ) . م . و اگر كه . ( 4 ) . د . و م . ندارد . ( 5 ) . د . مقصود ، م . منصور . ( 6 ) . د و ح قرآن . ( 7 ) . از قسمت‌هاى حذف شده از كتاب .